|
در زمان پيغمبر اسلام(ص) مردي كه گناهي مرتكب شده بود و از شدت شرمندگي خودش را پنهان كرده بود به محضر پيغمبرنميآمد، خيلي ناراحت بود و با خودش ميگفت خدا كجا برم، به كي پناه ببرم، چه واسطهاي بيارم كه پيغمبر مرا ببخشد، تو مرا ببخشي، و دنبال بهانه ميگشت، يك مرتبه امام حسن و امام حسين را ميان كوچه ديد، دويد هر دو را بغل كرد، روي شانههايش سوار كرد با همان حال آمد محضر رسولالله، عرض كرد: يا رسولالله، حسن و حسين را واسطه آوردهام. پيغمبر تا اين منظره را ديد تبسم كرد و از او راضي شد. ما هم بگوييم خدايا اگر چه آلودهايم اما كساني را در خانهات واسطه قرار داديم كه آبرومندند. اي دوست كه سوز دل عطايم كردي با خلوت خويش آشنايم كردي هرگاه كه از ياد تو غافل گشتم از لطف و كرم باز صدايم كردي يا رب مگذار از درت دور شويم دور از ره عشق و وادي نور شويم يا رب مددي كن كه فرداي جزا با مهر علي و آل محشور شويم
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 15:13  توسط M.SH
|
|
|